یادت باشد
۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۰۴
شهید گمنام ۱ نظر اشتراک گذاری

یادت باشد

تولیدات انتشارات

پدیدآورنده: محمدرسول ملاحسنی
نوبت چاپ: هفدهم/ 1397
قیمت: 15000 تومان
معرفی اثر:
کتاب «یادت باشد»، عاشقانه ترین کتاب شهدای مدافع حرم برای شهید پاییزی دفاع از حریم عقیله عقلا زینب کبری است که در پاییز سال 89 به کربلا رفت، در پاییز سال 91 عقد کرد، در پاییز سال 92 ازدواج کرد و نهایتاً در پاییز سال 94 به شهادت رسید! طراحی جذاب جلد این کتاب گویای همین غربت همسرانه از جنس پاییز است که کتاب «یادت باشد» را بیش از هر چیزی به کتابی سراسر عشق و محبت و دلدادگی بدل کرده است. عشقی که شاید در زندگی زمینی به جدایی رسیده باشد ،اما این تعلق خاطرها هیچ گاه کهنه نمی شود.

کتابی که می‌شود ساعت‌ها با آن خندید و روزها با آن اشک ریخت. کتاب را که ورق می‌زنی انگار برایت همه شهدا تصویر می‌ شوند و تازه می‌فهمی آنهایی که فدایی زینب شدند، چقدر شبیه هم هستند. فرقی نمی‌کند اسمشان چه باشد! محمد بلباسی، محسن حججی، مصطفی صدرزاده، مهدی نوروزی، حمید سیاهکالی و... اینها همگی «یادشان بود» تا ما «یادمان باشد» راه از آسمان می‌گذرد!
اگر دنبال کتابی برای آرامش روح، برای پیدا کردن راه یا حتی برای هدیه دادن به بهترین عزیزانتان هستید، این کتاب را حتما بخرید و بخوانید و هدیه بدهید. از آن دست کتاب‌هایی که نمی‌شود بدون گریه تمام کرد! از آن دست کتاب‌هایی که دوست نداری تمام شود، از آن دست کتاب‌هایی که وقتی به آخر می‌رسی، نمی‌دانی اول راهی یا آخر راه! فقط می‌شود گفت باران کلمات که می‌بارد، دلمان برایشان تنگ می‌شود، راه می‌افتیم بدون چتر ما بغض می‌کنیم، آسمان گریه!

برشی از کتاب:

سر سفره که نشست گفت: «آخرین صبحونه رو با من نمی‌خوری؟!»؛ با بغض گفتم: «چرا این‌طور میگی؟ مگه اولین باره میری مأموریت؟!» گفت: «کاش می‌شـد صداتو ضبط می‌کردم با خودم می‌بردم که دلم کمتر تنگت بشه». گفتم: «قرار گذاشتیم هر کجا که تونستی زنگ بزنی، من هر روز منتظر تماست می‌مونم، منو بی‌خبر نذار».

با هر جان کندنی که بود برایش قرآن گرفتم تا راهیش کنم، لحظه آخر به حمید گفتم: «حمید تو رو به همون حضرت زینب(س) هرکجا تونستی تماس بگیر». گفت: «جور باشه حتماً بهت زنگ می‌زنم، فقط یه چیزی، از سوریه که تماس گرفتم چطوری بگم دوستت دارم؟ اونجا بقیه هم کنارم هستن، اگه صدای منو بشنون از خجالت آب میشم»؛ به حمید گفتم: «پشت گوشی به جای دوستت دارم بگو یادت باشه! من منظورت رو می‌فهمم». از پیشنهادم خوشش آمده بود، پله‌ها را که پایین می‌رفت برایم دست تکان می‌داد و با همان صدای دلنشینش چندباری بلند بلند گفت: «یادت باشه! یادت باشه!» لبخندی زدم و گفتم: «یادم هست! یادم هست.»

 


یک خشت در بهشت به نیابت مدافع حرم شهید محسن حججی


بسم الله الرحمن الرحیم
اردوی جهادی در جستجوی نور21
رمز: یا زهرا (س)
موضوع: جهاد اکبر
برگزار کننده: موسسه شهیدکاظمی
ماموریت: ساخت مسجد شهدای مدافع حرم(محسن حججی/سرلک) در روستای محروم "کمرون" توابع شهرستان فریدونشهر
شماره کارت : 6104337770117412
شماره حساب 4086710869
شبا IR760120000000004086710869

نظرات (۱)

  1. کمیل
    این کتاب فوق العاده است
    از وقتی خوندمش بیچاره شدم
    غبطه خوردم برای حال خوش شهید حمید سیاهکالی مرادی و
    دق کردم برای خانوم فرزانه سیاهکالی(همسر شهید)
    صفحه به صفحه کتاب رو با اشک خوندم...
    بخدا قسم که منو پیر کردم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی