شهید نوید
نویسنده: مرضیه اعتمادی
روایتی از زندگی شهید مدافع حرم نوید صفری
بعضی آدمها را فقط با لحظه شهادتشان نمیشود شناخت؛ باید به سالهایی برگشت که هنوز خبری از میدان نبرد نبود. به کودکی، خانواده، رفاقتها، انتخابها و مسیری که آرامآرام یک جوان را به جایی میرساند که آرزویش، شهادت در راه دفاع از حرم باشد.
«شهید نوید» روایت زندگی نوید صفری است؛ جوانی که زندگیاش از محله تهرانپارس آغاز شد و سرانجام در صحرای بوکمال سوریه به پایان رسید؛ همانطور که خودش آرزو کرده بود.
این کتاب زندگی شهید نوید را از نگاه کسانی روایت میکند که او را از نزدیک میشناختند؛ خانواده، دوستان و همسرش. هر روایت، بخشی از شخصیت و سبک زندگی او را آشکار میکند و کمک میکند تصویری نزدیکتر و واقعیتر از این شهید مدافع حرم شکل بگیرد.
یکی از ویژگیهای مهم کتاب، حضور دستنوشتههای خود شهید در میان روایتهاست. به همین دلیل، مخاطب فقط خاطرات دیگران درباره نوید را نمیخواند؛ بلکه با نوشتههای او نیز روبهرو میشود و از این مسیر، با بخشی از فکر، نگاه و اعتقادات او آشنا میشود.
«شهید نوید» برای مخاطبی که میخواهد شهدای مدافع حرم را نه فقط از قاب شهادت، بلکه از مسیر زندگی و انتخابهایشان بشناسد، روایتی خواندنی و قابل تأمل است.
چرا کتاب «شهید نوید» را بخوانیم؟
• چون زندگی شهید نوید صفری را از دوران زندگی در تهران تا شهادت در بوکمال سوریه روایت میکند.
• چون خاطرات خانواده، دوستان و همسر شهید را کنار هم قرار میدهد و از زاویههای مختلف به شخصیت او نزدیک میشود.
• چون بخشی از روایت کتاب با دستنوشتههای خود شهید همراه شده و مخاطب میتواند با نوشتهها و نگاه شخصی او نیز آشنا شود.
• چون به جای تمرکز صرف بر لحظه شهادت، مسیر زندگی و ویژگیهای اخلاقی و اعتقادی شهید را از زبان نزدیکانش دنبال میکند.
• چون میتواند برای نوجوانان و جوانانی که به مطالعه زندگی شهدای مدافع حرم علاقه دارند، دریچهای برای شناخت یک الگوی واقعی از همنسلان خودشان باشد.
این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای علاقهمندان به زندگینامه و خاطرات شهدای مدافع حرم، نوجوانان و جوانان علاقهمند به روایتهای واقعی از زندگی شهدا، خانوادههای علاقهمند به کتابهای تربیتی و فرهنگی و کسانی که میخواهند با زندگی و شخصیت شهید نوید صفری بیشتر آشنا شوند، مناسب است.
گزیده متن کتاب شهید نوید
تا بقیه برسند، همینجا روی این سکو بنشینم و نفسی تازه کنم. اگر نوید الان اینجا بود مینشست کنارم و شروع میکرد به خواندن. یادش بهخیر، وقتی توی خانه باهم تنها میشدیم، میآمد مینشست لبۀ اُپن آشپزخانه، پاهایش را آویزان میکرد و تکانتکان میداد، بعد هم شروع میکرد به خواندن. من هم که مشغول کارهای خودم بودم. ناهار را آماده میکردم، ظرفهای شستهشده را خشک میکردم و میگذاشتم توی کابینت. ادویۀ غذا را میچشیدم و نمکش را پنهان از چشم نوید بیشتر میکردم؛ ولی فکر و حواسم پیش نوید بود. خلوت مادر-پسریمان همیشه برکت داشت. برکتش مقتلهایی بود که نویدم میخواند. من هم مینشستم روی صندلی آشپزخانه و دل میدادم به مقتلخوانیهایش. نور و عطر روضهها و اشکهایی که سُر میخوردند روی صورت ماهش، میپیچید توی آشپزخانۀ کوچکمان، میرفت لابهلای طعم خورشتها و همراه برنجها قد میکشید و مثل پیچک، همۀ خانه را میگرفت. مادر خوشبختی بودم که خورشتم با آهنگ روضههای پسرم جا میافتاد، نه؟
ویژگیها
- نویسنده
- مرضیه اعتمادی
- شابک
- 9786222850067
- نوع جلد
- نرم (شومیز)
- قطع
- رقعی
- تعداد صفحات
- 208
- سال انتشار
- 1400
- نوبت چاپ جاری
- 15
- وزن
- ۲۳۵
- تاریخ بروز رسانی اطلاعات
- 1405/6/23
- ناشر
- شهید کاظمی