تعداد

حواست هست

نویسنده: زینب سنجارون

نگاهی متفاوت نسبت به اتفاقات و رخدادهای معمولی و روزمره در قالب داستان

روایت لحظه هایی ست که هر روز تجربه ش کرده ای، هر روز آمده اند جلوی چشمت و به چشم تو نیامده اند. آشنا هستند، شبیه چهره ی آشنایی که ناغافل توی ازدحام جمعیت می بینی اش و می گویی « من تو را جایی دیده ام». روایتی ست از لمس کردن پیام های اختصاصی که دریافت کننده اش مطمئن می شود سروقت به دستش رسیده، درست همان زمانی که باید بیاید. همه ی این حواس جمعی ها در بستری جز روزمرگی اتفاق نمی افتد. خبری از برخورد شهاب سنگ و رانش زمین نیست. اگر قرار است سنگی بیفتد، همانی ست که از درونت کنده می شود. زمین دلت که سفت باشد دیگر زیر پایت خالی نمی شود، همه ی زمین و زمان که برانندت تو سر جایت ایستاده یی. قصه، قصه ی همان لزش ها و نلرزیدن ها ست.

12٬000 ‎تومان
بدون مالیات محصول موجود است و میتوانید سفارش دهید
شما میتونید سفارش بدید: مقدار این محصول

گزیده متن

فاطمه گردنش را سیخ نگه داشته بود و حواسش بود که گل نیفتد. دلم می خواست میان ذهنش، جایی میان ابر بالای سرش، قاطی رویایش بودم. آن وقت لابد می فهمیدم از خودش با گل میان موهایش چه تصوری دارد، که آنطور چرخ می زند و ناز می کند. کاش گل را من آنجا کاشته بودم بجای زیبا. فاطمه که رفت از کنارم، کی رفتم دنبالش، بهانه می کردم که می رود توی دست و پا و یا مزاحم می شود برای فیلمبرداری شان. میان همه ی لبخند هایم و سلام احوال پرسی هایم و توضیح برای اینکه چرا دیر آمده ام، حواسم به فاطمه است به نگاه هایش که واقعا نمی دانستم کجا نشسته اند.

زینب سنجارون

ویژگی‌ها

موضوع
داستان
نویسنده
زینب سنجارون
شابک
978-622-7177-43-5
نوع جلد
شومیز/ جلد نرم
قطع
رقعی
تعداد صفحات
96
سال انتشار
1399
نوبت چاپ جاری
اول
وزن
210
شناسه ملی
6117417

6 محصولات مشابه در شاخه های مختلف: