حلب خان طومان پلاک 25
نویسنده: شهلا پناهی
روایتی متفاوت از حماسه حضور لشکر عملیاتی ۲۵ کربلا در سوریه
یک اثر پژوهشی است که در قالب داستان از حماسه خانطومان، حضور و تأثیر یهود از صدر اسلام تا آزادی حلب را بیان می کند. نویسنده در طول کتاب سعی کرده با تطبیق تاریخ گذشته و وضعیت حال، راهی را پیش روی مخاطب باز کند تا با ریشه و خاستگاه پدیدهای به اسم تکفیر، وهابیت و سلفی که مولود جریان اسرائیلی است، آشنایی پیدا کند.
از جمله آثار نویسنده میتوان به رفیق مثل رسول، تیه دا، چمروش، همسایه آقا و... اشاره کرد.
روایتی متفاوت از حماسه آفرینیها و جانفشانیهای مدافعان حرم لشکر ۲۵ کربلا در خانطومان سوریه
در این کتاب در قالب یکروایت ساده و دانشجویی از حماسه خانطومان، حضور و تأثیر یهود از صدر اسلام تا آزادی حلب بهصورت برشهایی کوتاه بررسی شده است. نویسنده در طول کتاب سعی کرده با تطبیق تاریخ گذشته و وضعیت حال، راهی را پیش روی مخاطب باز کند تا با ریشه و خاستگاه پدیدهای به اسم تکفیر، وهابیت و سلفی که مولود جریان اسرائیلی است، آشنایی پیدا کند. از جمله آثار نویسنده میتوان به «چمروش»، «تیهدا»، «رفیق مثل رسول»، «چشمان یعقوب» و... اشاره کرد.
گزیدۀ متن:
درگیری تا صبح روز هفدهام ادامه داشت و ما توانستیم باقی مانده نیروهای خودمان را به مواضعی که از قبل مشخص کرده بودیم انتقال بدیم. برای لحظهای صدای انفجار و رگبار قطع نمیشد. واقعا زمین زیر پای ما میلرزید؛ اما با تمام این احوال مقاومت کردیم. دشمن تصمیم داشت که با همین حجمآتش؛ در مرحله اول خانطومان و در مرحله بعد خلصه، زیتان و نقاط دیگر رو هم از ما بگیره؛ اما مقاومت بچهها در این مواضع امکان مرحله دوم حمله را به دشمن نداد. سادهترین تعریف برای این حماسه تکرار قصه عاشورا بود. روز هجدهام حاج قاسم در جواب نظرات و گاهاً نیش و کنایههای دیگران گفتند: منطقه پدافندی خانطومان یک منطقه بسیار نامناسبی بود. ایستادگی در این منطقه کار سادهای نبود. بچههای لشکر25 واقعا مقاومت کردند.